|
آقای مدیر کل ! جناب رییس! مسئول محترم! معاون گرامی! مشاور عزیز! فرمانده گرامی! و... اگر امام بیاید ، چند نفر شما بر پست و مقامتان باقی می مانید ؟ چند نفر ما بر پست و مقاممان باقی می مانیم ؟!!! امام می شکند پایی را که روی حق گذاشته شود، مواظب باش! مواظب باشیم ! زیر ذره بین امام همه ی خطاها بزرگند ، چه کسی را گول می زنی؟ چه کسی را گول می زنیم ؟!!! غافلند آنان که نگران غیبت امامند اما نگران حضورش نیستند. وقتی امام نیت تو را بداند از خجالت آب نمی شوی ؟ از خجالت آب نمی شویم ؟!!! چقدر غیبت ؟چقدر دروغ ؟ چقدر فریب ؟ بیخود نیست که که توفیق دعای فرج از زبان های ما گرفته شده . دویست بار هم که " ایاک نعبد و ایاک نستعین " بگوییم ، وقتی دلمان گرفتار دیگری باشد ، نماز امام زمان (عج) را نخوانده ایم !!! توقع بیجایی است با چشم آلوده ، روی پاک را دیدن . امام از توجیه بیزار است ، نیت و عملت را موجه کن ! نیت و عملمان را موجه کنیم ! با هر گناه ما ، دل امام شکسته تر می شود،حواست کجاست ؟ حواسمان کجاست ؟ " ان الارض یرثها عبادی الصالحون " کجای کاری ؟! کجای کاریم؟؟؟!!!
+ نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 15:54  توسط سرگردان شلمچه
|
صدای آهنگ های بندری آنقدر بلند است که فریادهای حاج همت به گوش نمی رسد... صدای قهقهه ی طنزها ، ناله های روایت فتح ها را خفه می کند... خیابان ها پر است از عروسک های رنگارنگ و متحرک... نه درد فراق و داغ را می شناسند و نه آژیرهای حمله هوایی یادشان است و نه می دانند فقر چه طعمی دارد ، تا دیده و شنیده اند کف و سوت به جای تکبیر و صلوات بوده ...! امروز اگر به خیابان های شهر بروی ... مردم در استراحت به سر می برند و بعضی هم در لاک خود فرو رفته اند... بعضی مردم هم در چراگاههای خیابان راه می روند و گناه می کنند... بعضی ها ارز می خرند و مرض می فروشند وطول و عرض پاساژها را متر می کنند... بعضی ها هم به خاطر ارثی که از انقلاب طلب دارند بی نوبت درخواست تلفن و ویزا و ... می کنند و وارد کوچه ورود ممنوع می شوند...! بعضی می گویند کاخ نشینی دیگر عیب نیست و خانه مسکونی شهید رجایی هم به موزه ی آثار باستانی تبدیل می شود... بعضی ها هم می خواهند خوش باشند و زندگی خودشان را بکنند و کاری هم به کار کسی نداشته باشند ...بهشت زهرا (س) برای چنین کسانی غم آلوده است ... مردم را به جنگ آبی و قرمز مشغول کرده اند... ایکاش قحطی عفت تمام می شد... ایکاش غیرت از میان مدعیان رنگ نمی باخت... ایکاش شهرداری تهران به جای برگزاری نمایشگاه آثار هنری یک مجسمه ساز پیش از انقلاب که در دوران طاغوت مشاور فرح پهلوی بوده و هم اکنون در کانادا به سر می برد ... کمی هم به وضعیت بهشت زهرا(س) رسیدگی می کرد تا مدیر کل (...) نگوید علیرغم توافقات انجام شده با شهرداری تهران در زمینه ی ساماندهی گلزار شهدای بهشت زهرا (س) ، هنوز هیچ اقدامی از سوی شهرداری در این زمینه انجام نگرفته است و ما مجبور به رسانه ای کردن این موضوع شده ایم !!!!!!!!!!! ایکاش مسئولین دانشکده موسیقی دانشگاه تهران به جای پذیرش دانشجو در دانشگاه بین المللی کیش به مدیریت یکی از اعضای فرهنگی وابسته به فرح پهلوی ( که از دست وی نیز جایزه در یافت کرده است ) ... کمی هم در راستای معرفی (حداقل )شهیدان همین دانشگاه حرکتی از خود نشان می داد و برای پذیرش دانشجو در جلسات معرفی شهدا و شهید شناسی اقدام می کرد!!!!!!!!!! ایکاش برنامه های صداو سیما خلاصه نمی شد به معرفی فلان بازیگر و خواننده و فلان بازیکن فوتبال و ... ایکاش صدا وسیما به جای دعوت از فلا خواننده خارجی ( به بهانه ی مسلمان بودنش ) گاهی هم از یک خانواده شهید ، از یک پدر و مادر شهید دعوت می کرد تا با خجالت و شرمندگی از پدر و مادر شهید نشنویم که: مگر ما را هم یادتان مانده است !!!!!!!!! البته ایکاش صدا وسیما اگر زحمت کشید و از این کارها کرد ، پخش آن را به ساعات بعد از نیمه شب موکول نکند !!! ایکاش رسانه های گروهی ما به جای معرفی دائمی زندگینامه فلان بازیک فوتبال و فلان بازیگر سینما ، کمی هم ... کمی هم به معرفی سیره شهدا برای جوانان و نوجوانان می پرداخت !!!! . . . راستی ما هرکداممان به اندازه ی خودمان وظیفه و تکلیف داریم مسئولین به اندازه خودشان و در حوزه ی توانایی و اختیارات خودشان و من و تو هم به اندازه خودمان ....! من وتو چقدر از وقت مان را برای پیدا کردن شهدا گذاشته ایم... شهدا شرمنده ام که می گویم پیدا کردن شما ... که شما نام آوران طول تاریخ هستید و ما گمشدگان ابدی... ایکاش باور کنیم که شهیدان زنده اند! ایکاش نفس کشیدنمان را با هم نفسی آنها متبرک کنیم! راستی چند بار شهیدان را سر سفره های غذایمان دعوت کرده ایم ؟! چقدر در جمع های دوستانه مان با رفقا ، یاد شهیدان را هم یادآوری کرده ایم؟! ایکاش طنین صدای آقا سید مرتضی آوینی را با صدای نکره ی فلان خواننده ی غربی عوض نمی کردیم... ایکاش یادمان می ماند خرازی و باکری را... ایکاش فراموش نمی کردیم کاظمی و صیاد شیرازی را ... ایکاش فراموش نمی کردیم شهدای مظلوم کربلای 4 شلمچه را.... ایکاش نام و نشانی از شهدای گمنام و بی نام و نشانمان می یافتیم... . . . چقدر قدردان خون شهیدان هستیم و شکرگزار نعمت هایی که خداوند به برکت خون پاک شهیدان روزی این مرز و بوم کرده ؟! چند بار به خاطر دفاع از حریم پاک و مقدس شهادت سیلی خورده ایم تا شهادت سیلی نخورد........که به خدا سوگند شهادت حریم دارد و هر کسی را به این حریم راه نخواهند داد وتا عاشقش نباشیم و در راه رسیدن به آن بی قرار ...! . . . ایکاش یادمان بماند شهادت مرگ نیست و بی مرگی است و از همین روست که مشتاقان جاودانگی ، بیقرار شهادتند... ایکاش... ایکاش... !!! این حرف ها تعجب و یا افسوس خوردن ندارد ... این حرفها خجالت دارد... خجالت دارد از روی شهیدان که فردای قیامت چه جوابی برای آن روسفیدان عالم داریم ؟!!! این حرفها گریه دارد ... گریه به حال و روز خودمان... وگرنه آنها با تمام وجودشان پای آرمان و عقیده ی خود ایستادند و همه ی سرمایه ی وجودیشان ، جانشان را دراین راه فدا کردند ... اما... ما ...
راستی وقتی خودی ها اینقدر بیگانه می شوند ، از بیگانگان چه انتظاری می توان داشت ؟؟؟!!!
+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 16:47  توسط سرگردان شلمچه
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین
زمزمه هماهنگ ۴۰زيارت عاشورا
جهت تعجيل درفرج آقا امام زمان (عج)
یا حسین (ع) ! حالا که تا دیار تو ما را نمی برند ما قلبمان شکست حرم را بیاورید....
التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 16:40  توسط سرگردان شلمچه
|
والوتر الموتور در زیارت عاشورا به امام حسین (ع) این گونه خطاب می کنیم : " والوتر الموتور " . وتر به معنای " تنها و یکتا " ، موتور یعنی " تنها شده " است . *یک احتمال در باره این معنا ، یگانگی ، منحصر به فرد بودن و بی بدیل بودن حضرت است. *احتمال دیگر این است که حضرت تنهاست و در این تنهایی موتور است ، یعنی حضرت با نقشه و برنامه ریزی تنها شده است ، به خصوص اگر توجه داشته باشیم که سیدالشهدا یک درگیری مخفیانه نداشتند که مسلمانان از آن بی خبر باشند . ... حضرت با تدبیری از مدینه خارج شدند و با یزید بیعت نکردند. در مکه برای مسلمانان نامه دعوت نوشتند و آنها را مطلع کردند ، علاوه بر اینکه مکه محل رفت و آمد مسلمانان بود ، اخبار از آنجا منتشر می شد. ... در 8 ذی الحجه در حالی که همه محرم می شدند ، کاملا" با سر وصدا و با حالتی که همه متوجه شوند از مکه خارج شدند و صریحا" اعلام کردند: " کسی که حاضر است خون دلش را در راه ما بدهد و خودش را مهیای لقای خدا کرده است ، همراه ما کوچ کرده ، همسفر شود . " ( لهوف – ابن طاووس- ص88 – ترجمه : رجالی تهرانی) از آن طرف مردم کوفه از خروج امام و حرکت به سوی مکه مطلع شدند ، نامه نوشتند و حضرت را دعوت کردند. حضرت نیز سفیر فرستادند . لذا طوری نبود که مردم مطلع نباشند . تقریبا" تمام مناطق اسلامی مطلع شده بودند که چنین حادثه ای در شرف اتفاق است .... اما با این حال بازهم امام با سپاهی به تعداد نفرات تقریبا" 72 نفر به جنگ با سپاهی به اندازه هزاران نفر رفت!!! ... عوامل تنهایی ولی خدا : شبهه ها و فتنه ها ، جعل شخصیت در مقابل اهل بیت (س) ، تحریف در معنای دین و مسلمان بودن ، بالا بودن هدف در دستگاه اولیی الهی ، نبود فریب و تزویر در منطق اولیای الهی و تلاش برای آگاه کردن بندگان خدا ، رنگین تر بودن سفره جبهه مقابل عوامل بازماندن افراد از یاری ولی خدا : علاقه به دنیا ، جمع بین دنیا و آخرت ، احساس عدم احتیاج به ولی خدا و..... هر کدام از موارد فوق توضیحات جامع و کاملی دارد که علاقه مندان به این مطالب را به مطالعه " تفسیر زیارت عاشورا از سید محمد مهدی میر باقری " دعوت می کنم .
+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 15:50  توسط سرگردان شلمچه
|
|
|