تبليغاتX
آسمان شلمچه

غدیر.........................................

* فقط همین نبود که میان بیابان بایستد،رفتگان را بخواند که برگردند و صبرکندتا ماندگان برسند.

فقط همین نبود که منبری از جهاز شتران بسازد و بالا رود ، صدایش کند و دستش را بالا بگیرد، فقط گفتن جمله کوتاه " علی مولاست" نبود.

کار اصلا این قدر ها ساده نبود. فصل اتمام نعمت ،فصل بلوغ رسالت . فصل سختی بود.

بیعت با علی ، مصافحه ای ساده نبود. مصافحه با همه ی رنج هایی بود که برای ایستادن پشت سر این واژه سه حرفی بایدکشید.

ایستادن پشت سر واژه ای  سه حرفی که در حق، سخت گیر بود.

این روزها ولی همه چیز آسان شده است....

این روزها " علی مولاست " تکه کلامی معمولی و راحت است!!!

 * اگر راحت می شود به همه  ی تیرک های توی بزرگراه ، تراکت سال امیرالمومنین زد و روی تابلوهای تبلیغاتی با انواع خط ها نوشت " علی "! .

اگر خیلی راحت و زیاد و پشت سر هم می شود این کلمه را تکرار کرد و تکرار ، حتما جایی از راه را اشتباه آمده ایم که فقط اسم می بریم وگرنه ... کمی هم عمل می کردیم !!!

شاید فقط با اسم یا خط بی جان مصافحه کرده ایم وگرنه با او؟!

کار حتما سخت بود ، صبوری بی پایان بر حق ، تاب آوردن عتاب هایش حتما سخت بود!

 *آن " مرد ناشناس " که دیروز کوزه آب زنی را آورد، صورتش را روی آتش تنور گرفته : "بچش ! این عذاب کسی است که از حال بیوه زنان و یتیمان غافل شده ."

آن مرد " ناشناس " سر بر دیوار نیمه خرابه ای در دل شب دارد می گرید : " آه از این ره توشه کم ، آه از راه  دراز " و ما بی آن که بشناسیمش ، همین نزدیکی ها جایی نشسته ایم و تمرین می کنیم که با نامش شعر بگوییم، خط بنویسیم ، آواز بخوانیم و حتی دم بگیریم و از خود بی خود شویم.

عجیب است ! مرد هنوز هم " ناشناس " است !!!

 

 

یا علی (ع) دست ما و دامان پرکرامت تو

عید برشیعیان راستین و قدرشناس!!! مبارک

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 13:25  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

بسجی ماندن سخت تر است!

 

به پاهایت نگاه کن ، ببین چقدر از جاده شهدا دور شده است. این ها همان پاهایی هستند که روزگاری روی خاکریزها می دویدند تا سنگری به دشمن ندهند . بر خاک جبهه می دویدند تا مجروحی بر زمین نماند.

این پاها می دویدند تا از کاروان جا نمانند و امروز چقدر ضعیف شده اند.

به دست هایت نگاه کن، چقدر خالی هستند. زمانی پرچم سبز گردان را به دست می گرفتند و علمدار بودند، جای دست های برادرانت چقدر در بین دست هایت خالی است. این دست ها زخم ها را می بستند، تا دردها آرام شوند ، بر سینه ها می کوفتندتا حسینی شوند. با همین دست ها بود که یک خط را سیراب می کردی ، طعم آبش هنوز یادم هست! اما امروز چه بی برکت شده اند!!!

دلت چقدر زنگار بسته ؟! روزگاری آیینه ای بود زلال ، مثل آفتاب. می شد تمام شهدا را در آن سیر کرد.اراده می کرد و تا کربلا می رفت . می تپید با یاد بچه های خط ، می تپید برای گردان تبوک ، که در خط مانده بود ...

اما امروز به دلت نگاه کن! چقدر خسته ، گوشه ای افتاده ! با خودت چه کرده ای ؟!

چهره ات را دیده ای ؟! همان آیینه ی کوچک جنگی ات را بیرون بیاور . نگاهی به آن بینداز ، ببین هنوز هم همان دلاوری را می بینی که از عطر محاسنش ، گردانی مست بود ، از مشکی موهایش شب چهره در هم می کشید. ببین هنوز ، همانطور چهره ات می درخشد، مثل ماه!

ببین باز هم اطرافیانت می گویند : " برادر ما را هم توی خشاب چهل تایی نماز شبت قرار بده ." هنوز هم وقتی عاشورا می خوانی ، صدایت می لرزد و اشک روی گونه هایت می لغزد؟ هنوز هم به احترام پرستوهای خیبر ، لباس عزا به تن می کنی ؟ یا برای بدری ها هر شب فاتحه می خوانی ؟ هنوز هم حاضری روی مین ها بخوابی تا معبر شوی ؟ هنوز هم حاضری معبر شوی برای یک تیپ یک گردان یک لشکر... یک ملت ؟!!!

آن شب را یادت هست ..... چه کسی فکر می کرد که روزی برگردی و به هر آنچه که به دست آورده بودی ، پشت کنی ؟

تو را از مهربانیت می شناختیم .

راستی زخم پهلویت را زیر کدام لباس مخفی کرده ای که کسی نفهمد چرا زخم خورده ای . روزی از تو پرسیدم ، گفتی : رفته بودم انتقام سیلی زهرا (س) را بگیرم ، درد پهلویش نصیبم شد ... و امروز اگر از تو بپرسند ، چه می گویی ؟!

هنوز هم وقتی می خندی یاد لحظه های بسیجی بودنت می افتی ؟ راست می گویند که بسیجی ماندن سخت تر است ... سخت تر است! باید بمانی و بسوزی تا بفهمی ماندن یعنی چه ؟

اما برخی رفتند و به آن همه که به دست آورده بودند ، پشت کردند و تنها رد پایی بر صورت آرزوهایشان مانده ، تمام آن چیزهایی که با قطره قطرره خون به دست آورده بودند با لبخندی و به کرشمه ای فروختند . یادت هست روزهای آخر گفتی : برمی گردم با کوله باری پر از خاطرات شقایق ها ، به هر خانه شاخه ای می دهم تا هیچ گاه از یاد کسی نرود، بر دروازه ی شهر نام قهرمانان را می کوبم تا هر کس که وارد می شود با یاد آنان وارد شود. گفتی : وقتی برگردم برای آدم های شهرم قصه جنگیدن دیوها با رستم ها را می گویم تا هرکجا که می روند افتخار کنند از کدام دیار برخاسته اند.

آری برادر ! قصه جنگیدنت با خصم دژخیم رابگو تا امروزی ها در مقابل جلوه های زرق و برق دنیا کمرشان خم نشود. از محاصره ی پست و اسکناس رهانیده شوند و همرزمان دیروزت نیز گرفتار آلودگی ها و خمودگیها نشوند...نشوند......

                                                       

                 

عشق یعنی یک بسیجی صاف صاف...

حیف دیگر عشق و صافی پاک شد

آن بسیجی قدیمی..............!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 8:21  توسط سرگردان شلمچه  | 

 

زمزمه ۴۰زيارت عاشورای امام حسين (عليه السلام)

جهت تعجيل درفرج آقا امام زمان (عج)

 

ردیف

تاریخ

ذکر توسل

شهیدشاهد

 

1

2/9/87

حضرت زهرا (س)

شهدای دانشجو

2

3/9/

حضرت سکینه (س)

شهید عباس فرح ملکی

3

4/9/

حضرت علی اصغر (ع)

شهید شعبان عیسی پور

4

5/9/

امام محمدباقر (ع)

شهیدسهراب علی محمود بابویی

5

6/9/

امام حسین (ع)

شهیدعلیرضا زنده دل

6

7/9/

حضرت ام کلثوم (س)

شهید حسین چتزلی

7

8/9/

حضرت علی اکبر (ع)

شهید عباس آذر بو

8

9/9/

امام حسن عسگری(ع)

شهید فرحبخش فقیه عبداللهی

9

10/9/

حضرت رسول (ص)

شهید حسین راسخ لنگرودی

10

11/9/

حضرت فاطمه (س)

شهید مجمدرضا دلدار

11

12/9/

حضرت مهدی (عج)

شهید میرعلی اکبر میراحمدی

12

13/9/

حضرت قاسم (ع)

شهید محسن تهرانی

13

14/9/

امام هادی (ع)

شهید احمدجهاندار

14

15/9/

امام رضا(ع)

شهید فردین جهاندار لاشکی

15

16/9/

امام علی (ع)

شهید لطف الله عبداللهی

16

17/9/

حضرت عباس (ع)

شهید سیدجوامقدم پور

17

18/9/

امام حسین (ع)

 شهیدقاصدجامه

18

19/9/

حضرت معصومه (س)

شهید محمدسلیمانی پورلک

19

20/9/

امام جواد (ع)

شهیدصفدر وریج کاظمی

20

21/9/

حضرت علی اصغر(ع)

شهید سعیدشمس ناتری

21

22/9/

امام سجاد (ع)

شهید بهمن چشم فسا

22

23/9/

حضرت رقیه (س)

شهید مجیدکاکاعلی

23

24/9/

امام کاظم(ع)

شهید شیرزادسام دلیری

24

25/9/

امام صادق (ع)

شهید غلامرضاندیمی

25

26/9/

امام هادی(ع)

شهید اکبریحیایی

26

27/9/

حضرت رسول(س)

شهید ذولفعلی مهدیان

27

28/9/

حضرت خدیجه (س)

شهید حسینقلی راه خارکن

28

29/9/

حضرت سکینه (س)

شهیدفرهادابصاری

29

30/9/

حضرت فاطمه (س)

شهید نصرت الله نادری

30

1/10/

حضرت رقیه(س)

شهیدبیت الله خزایی

31

2/10/

امام جعفرصادق(س)

شهید محمدرضا عزت اللهی

32

3/10/

امام حسن مجتبی (ع)

شهید مصطفی انگورج تقوی

33

4/10/

حضرت مهدی(عج)

شهید آیت بردبار منش

34

5/10/

حضرت علی اکبر (ع)

شهید حسین نیازی

35

6/10/

حضرت قاسم(ع)

شهیدحسینعلی محمودی

36

7/10/

حضرت سکینه (س)

شهید حسین کیادلیری

37

8/10/

حضرت معصومه (س)

شهید محمودبخشی نژاد

38

9/10/

امام حسن (ع)

شهید علیرضاهادی پور

39

10/10/

حضرت زینب(س)

شهیدمحسن رحمت پناه

40

11/10/

امام علی (ع)

شهدای گمنام

 

اللهم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک

 بعونک یاشهید

محتاج دعای یاران عاشورایی امام عشق

+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 8:0  توسط سرگردان شلمچه  |