|
و اینک بعد از چهل روز......... چهل روز است که نگاهم را از سرو قامت تو پر نکرده ام. چهل روز است که شب و روزم را نمی شناسم. چهل روز زخم های دلم را گریستم. چهل روز پیاده آمده ام. چهل روز اربعین گرفته ام تا به تو برسم. نیامده ام از خون و نیزه و شمشیر بگویم! نیامده ام از سرهای بریده بگویم. نیامده ام از نیزه هایی بگویم که بوی آفتاب گرفت! آمده ام بگویم که دشمن را مجال نیرنگ ندادم . آمده ام بگویم که نگذاشتم کربلا در کربلا بمیرد و مدفون شود. آمده ام بگویم که هیبت پوشالی شام را درهم شکستم. و آمده ام تا سری به فرات بزنم... سری به شریعه بزنم و سراغ دست های وفادار علمدارت را بگیرم سراغ عباس دلاورم را ... آمده ام بشنوم .... برادر ! قاصدک های آواره ای که با من از کوفه و شام گذشتند و به طوافت آمده اند سلامت می کنند . پاسخشان را نمی دهی ؟! برادر ! چگونه می شود که تو نباشی و زینب زنده بماند؟! آخر عهدی را که بسته بودم این نبود! برادر ! " گر از نگاه گرم تو آتش نمی گرفت در شام و کوفه خطبه من... آتشین نبود در حیرتم که بی تو چرا زنده مانده ام؟ عهدی که با تو بستم از اول چنین نبود ده روز فراق تو عمری به ما گذشت یک عمر بود هجر تو ... یک اربعین نبود!!! " ////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
خدایا یاری مان کن زینب وار میراث دار خون شهیدانمان باشیم ! رفقا خیلی محتاجیم به دعاتون... دعا کنید ما هم لیاقت آسمونی شدن پیداکنیم... دعا کنید دل شکسته مون با دیدن صحن وسرای باصفای مولا و سرورمون اباعبدالله الحسین(ع) و حضرت عشق و ادب آقا اباالفضل العباس (ع) ........ دعا کنید توی روضه های آقامون روحمون بپره...! ... آسمونی بشیم که دیگه تحمل قفس تنگ دنیا ... دیگه نفسم بریده...سخته خیلی سخته که(...) رو ببینی و بعد هم بتونی بمونی! رفقا ! توی این شبها وقتی سیمتون وصل شد همه رو دعا کنید.
التماس دعا فراوون بعونک یاشهید
+ نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 1:37  توسط سرگردان شلمچه
|
هوالشهید
زمزمه ۴۰ زيارت عاشورا امام حسين (عليه السلام)
جهت تعجيل درفرج آقا امام زمان (عج)
هرگاه خداوند در حق بنده ای اراده ی خیر بنماید، در قلب او اشتیاق زیارت حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) را قرار می دهد. (بحارالانوار- ج43 - ص281 )
ایکاش از شلمچه کربلایی شویم…
هنگام بی تاب شدن دل دریایی تان برای رسیدن به آسمان ، ما را هم دعا کنید
التماس دعا بعونک یاشهید
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 0:27  توسط سرگردان شلمچه
|
یاد داشت هایی جذاب و خواندنی از شهید هادی قربان نیا " شهید دانشجوی شهرستان چالوس " *یاران رفته اند و من نشسته ام. مظلومان رفتند و تاریخ را سیری نو بخشیدند، اما ما زمین گیر و وابسته به این دنیا مانده ایم.
"خطاب به شهدا" : دوستان ! چرا ما را تنها گذاشتید و رفتید ، چرا نظری به ما نمی کنید ؟ آیا خوبان را وظیفه نیست که زیر دستان را یاور باشند؟ پس بنگرید حال ما را که محتاجیم.
*عبارات زیر درباره شهید و زبان حال شهید است که شهید هادی قربان نیا در تاریخ 10/1/61 آن را نوشته اند : امروز می خواستم برای کاری به بیرون بروم . در خیابان شهید آورده بودند . من بی اختیار به دنبال آنها راه افتادم . چه آنکه این کار را مساوی با یک الزام در خود می دیدم. شهید به من می گفت : که ای انسان مغرور نباش ، حیات تو و دنیای تو زمانی محدود را به خود ، اشباع کرده است ، تو نیز زمانی به آنجا خواهی رفت . دیار و سرزمین ابدیت جای دیگر است و آن همان جاییست که خواستگاهت از همان جا نشأت گرفته است. شهید به من می گفت : آیا تو می توانی رسالتت را به خوبی انجام دهی؟ و تو می دانی آنها که جنگیده اند حسینی اند و آنها که پشت جبهه هستند باید زینبی باشند و گرنه یزیدی اند؟ شهید رسالت دارد و رسالتش این است که به ما جهت تازه دهد و ما را روحی نوین بخشد. خون شهید فریاد می زند و به جامعه تحرک می بخشد و جامعه مریض و فلج را درمان می کند، شهید تاریخ را راهگشا و جهت دار می کند . چراکه تاریخ به دست انسان و حوادث تاریخ به دست اراده انسان شکل می گیرد. وظیفه اول ما خودشناسی و خودیابی و سپس خودسازی و بعد دیگر سازی و انسان سازی، وسرانجام جهان سازی و در نهایت خداگونه شدن است. به راستی که شهادت سعادت است و سعادت شهادت است و این بزرگترین معیارسنجش است ، چه آنکه این یک تولد است و تولد مطلوب. شهید عشق دارد و نیاز ، و نیاز به پیوستن او امنیت و آرامش دارد. قبل از شهادت آرامش در وجودش متبلور است . چنانکه خودم این را در برخی یافتم ، اگرچه ممکن است برخی این سخن را گزافه گویی بدانند ولیکن من به آن معتقدم و برای درک این مطلب و اثبات آن باید از درون شروع کرد تا حق مطلب را یافت. درباره شهید باید گفت : که قلم عاجز است چرا که در شهادت اخلاص و انگیزه مطلوب نهفته است و انگیزه و اخلاص تنها در احساس متجلی می شود و احساس نیز بیان کردنی نیست . لذا تنها راه درک آن بازیگر بودن است نه تماشاچی . ای خواننده ، باید خود جهاد کنی تا عظمت جهاد و شهادت را بیابی. احساس جدای از بیان است.در بیان عقل است و استدلال و در احسس روح است و عاطفه و نیاز . من بر حال خود تأسف می خورم که ای افسوس کاروان رفت و تو هنوز در خوابی و به دنیا تکیه می کنی . شهید منبع عرفان است ، عرفان عملی ، لذا درس عزفان را باید در نزد شاهدان عالم آموخت ، آنانکه به حرف بسنده نکردند و در عمل محک زدند و به عمل نشان دادند آن سخنان و احساس را. شهادت ، برای خود شهید بسیار مطلوب و کمال آرزوی وی است. لذا تبریک بر بستگان وی واجب ، لیکن نبودن شهید در جامعه یک کمبود را نمایان می سازد و جامعه را در سوگ از دست دادن بهترین انسانهای خود قرار می دهد. لذا تسلیت نیز واجب می گردد. شاید چنین تصور شود که چه بسا شهیدانی را دیده ایم که عالم گونه حیات را بدرود نگفته اند ، اما من می گویم که : علم در مفهوم عام آگاهی است در هر نوع. اما شهید عارفی است که خدا را شناخته است و خود را یافته است . او یک اتصال دائم و یک پیوند شاهد گونه با خدا دارد . او هیچ گاه خود را بیهوده احساس نمی کند . شهید خود را فدا می کند تا حاکمیت خدا را زنده نگه دارد. شهید زنده است ، زیرا هدفش زنده است.
بعونک یا شهید
+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 23:57  توسط سرگردان شلمچه
|
بشريت در طول هزاران سال هر چه اندوخته و از حقيقت دانسته و نوشته و گفته، امروز از زير گرد و غبار قرنها فراموشي بيرون آمده و در دسترس همگان قرار ميگيرد. يعني بشريت در زمينة آگاهي و حقيقت دست به انبارگرداني زده است. موارد زائد را دور ميريزد و از همه چيز فهرست ميگيرد و نماي داشتههاي مفيد خود را عرضه ميكند. در چنين دنيايي، خواه ناخواه و دير يا زود نوبت به دوئل نهايی دانشها و داشتههاي آدمي از حقيقت خواهد رسيد. حالا ميخواهيد اسمش را «جهاني شدن» بگذاريد يا «آخرالزمان» يا «عهد موعود» يا هر چيز ديگري؛ اين برخورد نهايي اجتناب ناپذير است. چون همه ما فطرتاً ميدانيم كه «حقيقت» يك حقيقت است و باقي باطل. حقيقت منطقاً نميتواند بيش از يكي باشد. آن مرد آمده بود كه در آغاز كفر فراگير ظلمت عصر آخرالزمان، در طليعة عصر انفجار اطلاعات، به تمامي جهان بگويد كه يادتان باشد بين اين همه جدول آماري و تجربيات علمي و اطلاعات مختلف، «خدايي» هم هست؛ خدايي كه آفريدگار شماست و يك لحظه از كوچكترين كارها و نيات دروني شما غافل نيست و نسبت به آنها بيتفاوت نخواهد بود و نخواهد ماند؛ خداوندي كه حي و قيوم است و مؤمنان به او بايد در راهش قيام كنند؛ قيام لله. آن پیر همان مراد عاشقان خدا " خمینی کبیر (ره) " بود. هم او که ..........! ********************************************************************* و در چشمان او تجسمی از جنگاوری دیدم که با لبان نور به شکوفه می نشست قرآن جاوید در پیشانی اش می درخشید و زخمهایش عروسک های توطئه ساز را تمسخر می زدند. حضورش در آتش حضور منتشر می شد هر چند که " کسری " و " سزار " به ستوه و اندوه می آمدند! غرب هماره بر آن است که شمیم او را بزداید و قیام شکست ناپذیرش را مهار کند.
شاعر : مصطفی محمدالغماری ، شاعر الجزایری
...ما امت آخرالزمانيم، و خميني، اين ماه بني هاشم، ميراث دار همه صاحبان عهد بود در شب يلداي تاريخ. در عصر ادبار عقل و فلك زدگي بشر،در زمانه غربت حق، در عصري كه ديگر هيچ پيا مبري مبعوث نمي شد و هيچ منذري نمي آمد خميني ميراث دار همه انبيا و اسباط ايشان بود...
+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 15:36  توسط سرگردان شلمچه
|
جملات حاج حسین خرازی خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:
- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.» - اگر در پیروزیها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست. - اگر برای خدا جنگ میكنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟ - در مشكلات است كه انسانها آزمایش میشوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم. - هر چه كه میكشیم و هر چه كه بر سرمان میآید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد. - سهلانگاری و سستی در اعمال عبادی تأناثثیر نامطلوبی در پیروزیها دارد. - همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارساییها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی میجنگیم نه به قصد پیروزی تنها. - مطبوعات ما جنگ را درشت مینویسد، درست نمینویسد. - مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل میشود. - همواره سعیمان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند. - من علاقمندم كه با بیآلایشی تمام، همیشه در میان بسیجیها باشم و به درد دل آنها برسم. حاجی جون ! التماس دعا بعونک یاشهید
+ نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت 0:28  توسط سرگردان شلمچه
|
زمین جای زیستن نیست، به سوی آسمان راهی باید جست. دنیا برای نفس کشیدن تنگ است ، برای تنفس جایی در آخرت باید دست وپا کرد . این البته نه بدان معناست که تدارک مرگ ببینیم و پیش از ظهور اجل ، او را دعوت به آمدن کنیم ، بلکه بدین معناست که پای تعلق از زمین برداریم و به بال های معنویت مان ، الفبای پرواز بیاموزیم . به دل ، الهی تپیدن را یاد دهیم ، به چشم نشان دهیم که آسمانی دیدن چگونه است . به دست بفهمانیم که دست از غیر کشیدن و دست به خدا دادن یعنی چه . به زبان بگوییم که تکلم با لهجه ی عبودیت چه صیغه ای است. و... نگاه وجودمان را از زمین برگیریم و در آسمان بگسترانیم. و بدانیم که آسمان همه آدم ها یک آسمان نیست . آسمان هر کسی به قد معرفتش ، ارتفاع دارد . حتی ممکن است آسمان یکی ، زمین زیر پای دیگری باشد، حسنات الابرار ، سیئات المقربین و ... سعی کنیم که آسمان هایمان را مرتفع تر کنیم . افق های نگاهمان را گسترش دهیم . تلاش کنیم که ندیده ها را ببینیم. دیدن آنچه همگان می بینند هنر نیست . هنر ، دیدن رازهای نهانی است . هنر ، رسیدن از اثر به موثر است ، از مخلوق به خالق است و از آفریده به آفریدگار . و وظیفه ی ما پیمودن مسیر چنین مقصدی است. مقصدی که امام علی (ع) در آستانه ی آن ایستاده است و منظری که او از آن به تماشای جهان نشسته است: هیچ چیز را ندیدم مگر که خدای را در پس و پیش و درون آن به نظاره ایستادم . آری ! زمین جای زیستن و نگریستن نیست. به سوی آسمان راهی باید جست ! می گویند زمین راهی دارد بی نهایت که میانبر آسمان است !!! راستی داریم به روزهای آسمونی شدن نزدیک میشیم... رفقا زیاد دعا کنید... آخه ما هم...! هیچ چی! فقط دعام کنید
کوله بارت بر بند! شاید این چندصباح فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم . می شود آسان رفت می شود کاری کرد که رضا باشد او. ای سبکبال در این راه شگرف، در دعای نیمه شبت، در مناجات خدایی شدنت هرگز از یاد نبر که من جامانده بسی محتاجم .
بعونک یا شهید
+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 23:59  توسط سرگردان شلمچه
|
|
|