تبليغاتX
آسمان شلمچه

 

بسم رب الحسین(ع)

زمزمه  ۴۰ زيارت عاشورا امام حسين (عليه السلام)

 

 

اللهم عجل لوليك الفرج

جهت تعجيل درفرج آقا امام زمان (عج)

 

ردیف

تاریخ

ذکر توسل

شهیدشاهد

 

1

۳۰/۱/۸۸

امام علی (ع)

شهدای دانشجو

2

۳۱/۱/۸۸

حضرت سکینه (س)

شهید غلامعلی خرّات

3

۱/۲/۸۸

حضرت علی اصغر (ع)

شهید علی اصغر طاووسی

4

۲/۲/

امام محمدباقر (ع)

شهید رضا هارابی

5

۳/۲/

امام حسین (ع)

شهید یونس پوراسماعیلی

6

۴/۲/

حضرت ام کلثوم (س)

شهید احمدمحمدی

7

۵/۲/

حضرت علی اکبر (ع)

شهید حسن صمدی لرگانی

8

۶/۲/

امام حسن عسگری(ع)

شهید مظاهر کیااحمدی

9

۷/۲/

حضرت رسول (ص)

شهید اسماعیل خانزاده

10

۸/۲/

حضرت فاطمه (س)

شهید حسن طارم سری

11

۹/۲/

حضرت مهدی (عج)

شهید محمدایرج عزیزی

12

۱۰/۲/

حضرت قاسم (ع)

شهید محمدرضا آقایی پور

13

۱۱/۲/

امام هادی (ع)

شهید محمدرضا حسین نژاد

14

۱۲/۲/

امام رضا(ع)

شهید اسماعیل برگی رنگین

15

۱۳/۲/

امام علی (ع)

شهید عباس سلطان محمدی

16

۱۴/۲/

حضرت عباس (ع)

شهید اسماعیل جنتی

17

۱۵/۲/

امام حسین (ع)

شهیدنورالله جنتی

18

۱۶/۲/

حضرت معصومه (س)

شهید  حمید رضا جوانشیر

19

۱۷/۲/

امام جواد (ع)

شهیده مرضیه عاملی

20

۱۸/۲/

حضرت علی اصغر(ع)

شهید احمد شمشادیان

21

۱۹/۲/

امام سجاد (ع)

شهید ابوطالب نادری

22

۲۰/۲/

حضرت رقیه (س)

شهید اسماعیل اصیلی

23

۲۱/۲/

امام کاظم(ع)

شهید رضا آهنگری

24

۲۲/۲/

امام صادق (ع)

شهید محمدابراهیم موسی پسندی

25

۲۳/۲/

امام هادی(ع)

شهید علی اصغر فلاح

26

۲۴/۲/

حضرت رسول(س)

شهید سیا وش فلاح

27

۲۵/۲/

حضرت خدیجه (س)

شهید ابراهیم بابامحمودی

28

۲۶/۲/

حضرت سکینه (س)

شهید حجت الله محمدیان

29

۲۷/۲/

حضرت فاطمه (س)

شهیدعبدالرحیم حاجی نوری

30

۲۸/۲/

حضرت رقیه(س)

شهید حاج مجیدمهدی زاده

31

۲۹/۲/

امام جعفرصادق(س)

شهید محمدحسین زندی

32

۳۰/۲/

امام حسن مجتبی (ع)

شهید مصطفی آقازمانی

33

۳۱/۲/

حضرت مهدی(عج)

شهید جعفرعلی ملک پور

34

۱/۳/

حضرت علی اکبر (ع)

شهیدسیدحسن حسبنی

35

۲/۳/

حضرت قاسم(ع)

شهید حسین توشکان

36

۳/۳/

حضرت سکینه (س)

شهید مصطفی رمضان نیا

37

۴/۳/

حضرت معصومه (س)

شهید رمضانعلی پورمرادی

38

۵/۳/

امام حسن (ع)

شهید مختارجعفری

39

۶/۳

حضرت زینب(س)

شهید محمدوارسته

40

۷/۳/

حضرت زهرا (س)

شهدای گمنام و مفقودالاثر

 

سخن آقا سید مرتضی :

 

 نازك دلی آزادگان چشمه ای زلال است كه از دل صخره ای سخت جوشد. دل مؤمن را كه می شناسی : مجمع اضداد است ، رحم و شدت را با هم دارد و رقت و صلابت را نیز با هم . زلزله ای كه در شانه های ستبرشان افتاده از غلیان آتش درون است؛ چشمه اشك نیز از كنار این آتش می جوشد كه این همه داغ است اماما ، مرا نیز با تو سخنی است كه اگر اذن می دهی بگویم:« من در صحرای كربلا نبوده ام و اكنون هزار وسیصد وچهل و چند سال از آن روز گذشته است. اما مگرنه اینكه آن صحرا بادیه هول ابتلائات است و هیچ كس را تا به بلای كربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد؟ آنان را كه این لیاقت نیست رها كرده ام ، مرادم آن كسانند كه یا لیتنا كنا معكم گفته اند . پس بگذار مرا كه در جمع اصحاب تو بنشینم و سر در گریبان گریه فرو كنم ......

صحرای بلا به وسعت تاریخ است و كار به یك یا لیتنی كنت معكم ختم نمی شود . اگر مرد میدان صداقتی ، نیك در خویش بنگر كه تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! اگر هست كه هیچ ، تو نیز از قبله داران دایره طوافی ، و اگر نه ...

 به جای آنكه با زبان «زیارت عاشورا» بخوانی ، در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین با دل به زیارت عاشورا برو .

 التماس دعا

بعونک یا شهید

+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت 16:26  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

هوالشهید

... راوی می گفت : هرکس میره مکه ، حاجی میشه . هرکس میره کربلا ، کربلایی میشه. هرکس میره مشهد ، مشهدی میشه .

اما هرکس میاد اینجا ، " حاجی ، کربلایی ، مشهدی * شهدایی * میشه !!!

خدایا ! حالا که شهید نشدیم ، آیا شهدایی شدیم ؟! اللهم ارزقنا...

ایکاش می شد به جای پا ، چشم بر آن خاک نهاد!

دل را محو دیدار کردیم و جلوه گاه روی دلدار ...

... باید یه طوری رفت اونجا که ...! باید یه کاری کنیم که...

که خودشون وعده دیدار بهمون بِدَن، بِگن قرارمون فلان جا ! بگن ... راحت بگم ، بگن منتظرتیم!

... ومن از خدایی ترین آسمان تا حالا ...!

اینطوری باید رفت : ...!!! همین!

 

 

ولا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم....

 

وادی اول : امتداد " تا خدایی ترین آسمان "  ... دوباره مسافر شدن برای دیدار ... " اهالی آسمان در حوالی زمین " ... کسب اجازه از حاج حسین... همان که روزی خور سفره اش شده ام ... امتداد " طلوع ماندگار " !

وادی دوم : دانشجوی شهید پرویز جمشیدی می گفت : " سخنم را اینگونه آغاز می کنم (لا اله الا الله ) یعنی او بی نظیر است . در گوش جانت زمزمه کن یا الله یا الله... آن وقت ببین چه قوتی می گیری . این آیه را خوانده ای که می گوید انسان و جن را نیافریدیم جز برای عبادت . من خودم وقتی خواندمش سوال برایم ایجاد شد که آن وقت بعد از عبادت چه می شود ؟ و دوباره قرآن را باز کردم. با عبادت به یقین می رسی و دوباره سوال گلوی ذهنم را فشار داد و پرسید و بعد از یقین؟ ومدت زمانی پی گیر شدم تا دوباره از استادی شنیدم که گفت بعد از یقین مثل ابراهیم ملکوت آسمان را نشانت می دهند. اینجا دیگر هر چه سوال داشتم خشکید و نتوانستم بپرسم که بعد از دیدن ملکوت چه می شود. حس کردم دیگر باید وارد عمل شد. بعضی چیزها شنیدنی نیست چشیدنی است !

امام صادق فرمودند : * پیوسته متوجه ومتفکر خدا باش و در همه حال بندگی و اطاعت او را به جای بیاور. *

اگر توانستی جبهه خود را تشخیص دهی و وارد آن شوی مثل ما در این جبهه ها چیزهایی را درک خواهی کرد که با دنیای پوچ و روزمرگی ها ، کرانه ای فاصله دارد."

وادی سوم : وقتی دلمان می گیرد زیر لب زمزمه می کنیم : یا حسین ! حالا که تا دیار تو ما را نمی برند / ما قلبمان شکست حرم را بیاورید...و حالا لحظه استجابت دعایمان بود ... امام حسین (ع) دل شکسته ما را خرید ... بعد از نماز صبح ... زمزمه زیارت عاشورا در مقر آبادان و هنگامی که سر از سجده زیارت عاشورا بر می داریم ... هرچند حرم امام حسین(ع) را نمی بینیم اما پرچم خون رنگ حرم آقا امام حسین(ع) دلمان را می برد به آن صحن و سرا ... و این یعنی اعجاز . این یعنی بزرگی میزبانان ، این یعنی با مرام بودن همانهایی که دعوتمان کردند قبل از آنکه پایمان برسد به خاکی که با خون پاکشان متبرک شده ، پرچم امام حسین(ع) را میهمان محفل زیارت عاشورایمان کردند.حالا می شود شاهد یک عشق بازی واقعی بود... عشق بازی کسانی که یک عمر در فراق یار و یاورشان، امامشان ، ذره ذره آب می شوند!

اللهم ارزقنا...

به یاد همه آنهایی که کربلا ندیده کربلایی شدند ، روح و جانم را می سپارم به نسیم پرچم امام عشق... ایکاش از شلمچه کربلایی شویم!

 

وادی چهارم : شلمچه / سوره مبارکه بقره / آیه 54 : * آن کسی را که در راه خدا کشته شده ، مُرده نپندارید، بلکه او زنده ابدی است ولیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت . *

... واین هم یعنی اعجاز ! یعنی ما هنوز در خم همان کوچه ایم که ...!

ایکاش به یقین می رسیدیم که " شهدا زنده اند ! "

اللهم ارزقنا...

دلم پیشقدم می شود و اشکهایم دنباله رو ِ قافله ... والتماسشان کردم که دوباره آغاز شوم در جایی که خاک و غربت و خدا در هم آمیخت.... آه شلمچه ... شلمچه ... شلمچه...

وادی پنجم : اروند رود / سوره مبارکه حج / آیه 16 : * و ما هم چنین آیات روشن این قرآن  بزرگ را برای هدایت خلق فرستادیم و خدا به این آیات هرکه را بخواهد هدایت می کند . *

... و چه آیت و نشانه ای بالاتر از شهیدان... آیااین اعجاز نیست ؟!

راستی ، تو ای اروند رود ، بدان آنها که در قلب تو جا گرفته اند و دل بی رحم تو هیچ نشانی از آن ها برای ما به جای نگذاشت فقط تو را روسفید نکرده اند ، رهبرشان می گفت :  " آنها اسلام را روسفید کردند !"

اروند... اروند ... اروند....

راوی می گفت این نسیم از طرف حرم می یاد... حرم آقا امام حسین (ع)... اگه باهاش درد و دل کنی پیامتو می بره واسه آقا...

اللهم ارزقنا...

وادی ششم : طلاییه / سوره مبارکه کهف / آیه 46 : * مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و اعمال صالح که تا قیامت باقی است نزد پروردگار بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است. *

خدایا تو چه چیزی را می خواهی نشانم دهی ؟!

اللهم ارزقنا...

این یعنی مردانگی ، مروت ، باصفا بودن ، آقا بودن ،این یعنی عشق ... طلاییه عاشق، زیاد داشته و دارد. چه آن زمان که زیر آتش و دود و خمپاره جان دادند... و چه الان جامانده های از قافله ...نمونه اش ... بماند !

من آمدم سر قرار. امیدوارم دیر نرسیده باشم.آیا تو نیز... ؟!

صدای مداح کمی آن طرف تر به گوش می رسد که : " خاک اینجا طلا داره ... تربت کربلا داره... این گرد و خاک رو تنفس کنید ، بذارید با خون و گوشت و پوست و روح و جانتون عجین بشه ، تا بتونید ادعا کنید که کربلایی شدید ! "

... و من هنوز در وعده گاه قرارمان منتظرم... و تو آمدی و من ............

خاک طلاییه خود شاهد و گواه براین دیدار است......

وادی هفتم : هویزه / سوره مبارکه فصلت / آیه 30 : * آنانکه گفتند محققا" پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند ، فرشتگان بر آنها نازل شوند که دیگر هیچ ترسی و حزن اندوهی از گذشته خود ندارید و شما را به همان بهشتی که انبیا وعده دادند بشارت باد. *

... و مگر دانشجویان مقام هویزه بر ایمان خود پایدار نماندند و اینها همان مردانی هستند که فرشتگان الهی هر روز و شب برای متبرک شدن به خاک بارگاهشان نازل می شوند . چراکه می دانند اینان همان هم نشینان انبیا هستند در بهشت برین!

... و اگر نگویم " شهدا هم چون آیه های قرآن مقدسند "  و یقین نداشته باشم ، جفا کرده ام  و اگر نفهمم این آیه ها را مصداق همان جمله ام که آنانکه یک عمر مُرده اند یک لحظه هم شهید نخواهند شد!

... واین نیز اعجاز بود!

از هویزه دور می شویم و از همه جا ...

و این بار هم اشک ها دست به قلم شده اند ... !

اللهم ارزقنا...

 

 

برای رسیدن به محل آرامش و قرار بیقراری هایم ، اهالی آسمان در حوالی زمین ، این 7 وادی را نشانم دادند ، تا مگر با روسفیدی  آن را طی کنم !  اما من هنوز بی نیاز نشده ام ! برای همین است که هنوز می روم تا ...

واین بارهم به اوج رسیدم ...

السلام علیک ایها الشهدا و الصدیقین...

دوباره آغاز شدم...

خوزستان / مسجد سلیمان / قطعه ای از بهشت / محل قرار قلبم ...

سلام دایی عباس... امسال کاروان اهالی آسمان در حوالی زمین مرا رساند به تو که اوج معرفتی !

* ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. *

... اگر حالا هم به مفهوم این نشانه پی نبرده باشم یک عمر است که ... مُرده ام !

اللهم ارزقنا....

 

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 فروردین1388ساعت 15:46  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

هوالشهید

بهار در آستانه ی در ایستاده است و به شما سلام می کند، که بهار ، فصل سلام کردن به شماست.شما عین طراوتید و بهار ، قلب های شاداب شماست.

اما سال هاست که بهار این دیار رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است.

سال هاست که الفبای سبز بهار در این مرز و بوم به سرخی گراییده است.

نرگس ها دیگر چشم های خمار معشوق نیستند.

نرگس ها تنها همراه و گواه همسرانی هستند که چندین بهار است چشم به جبهه دارند و نگاه از افق خونرنگ جنوب و غرب برنمی دارند.

سروها و نخل ها اکنون کارشان  این است  که در وزش نسیم بهاری ، دل مادران را می لرزانند. مادرانی که نخل ها و سروهای خویش را سخاوتمندانه سد راه هجوم پاییز کرده اند.

ماهی های قرمز کوچک ، با گردش بی تابشان در درون تنگ ها ، قلب ها ی مضطرب کودکانند

که بازگشت پدر را در درون سینه بی قراری می کنند.

لاله و شقایق ها دیگر ، تن به تشبیهات شاعرانه گذشته نمی دهند. آنها خود با فصاحتی  سوسن وار از شهیدانی سخن می گویند که داغشان را در دل نهفته اند.

شکوفه های درختان همه عشقشان به این است که نام قدسی شهیدان را بر سردرکوچه ها قابی لطیف بگیرند.

... و همه ابزار بهار بال گسترده اند تا مقدم عزیزان فاتح را گرامی بدارند.

براین بهار ، به حق سلام باید داد و تن و جان به نسیم حیات بخش آن باید سپرد...

سلام بر بهار...

وسلام بر صاحبان بهار...

سلام بر انتظار منتظران...

سلام بر روح الهی که پرگشود و  رفت...

سلام بر سوته دلان هویزه...

سلام بر فریادهای خرمشهر...

سلام بر بلندیهای دهلاویه...

سلام بر نخل های بی سر و پرچمهای برافراشته ...

سلام بر ناله های شلمچه...

سلام بر میعادگاه عروج دریادلان عاشق ، طلاییه....

سلام بر خون های پاک ریخته شده بر رمل های آتشین فکه...

سلام بر گمشدگان دشت آزادگان...

سلام بر سکوت پرتلاطم اروند...

سلام بر اشک هایی که بر زمین تفتیده ی جنوب چکید...

و... سلام بر راهیان این راه....!

از " خدایی ترین آسمان " تا " اهالی آسمان در حوالی زمین " ..........

 

ایکاش دل شکسته ام شاد شود

ویرانه ی عمر رفته آباد شود

این باقی عمر را چه حاصل چه ثمر

با فیض شهادت روحم آزاد شود

برگشتن به این جامعه مبتلا شده به درد نِسیان و عُصیان سخته...

اللهم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک

حلالم کنید

التماس دعا

بعونک یاشهید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 14:1  توسط سرگردان شلمچه  |